سلاااااااااااااااااام![]()
![]()
![]()
گفتم برمی گردمااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به شب و پنجره بسپار که برمی گردم
عشق را زنده نگه دار که برمی گردم
دو سه روزی هم اگر چند تحمل سخت است
تکیه کن بر تن دیوار که برمی گردم
بس کن این سرزنش رفتی بد کردی را
دست از این خاطره بردار که برمی گردم
گفته بودی که به شب چشم به راهم بودی
به همان دیده ی بیدار که برمی گردم
پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجره بسپار که برمی گردم

سلااااااااااااااااااام به دوستای گل گلاب و با معرفت خودم
ممنونم که بهم سر می زنین و من رو فراموش نمی کنید.
ببخشید که خیلی دیر میام واسه آپ کردن یا دیر به دیر بهتون سر می زنم.
دانشگاه و درس و کلاس و ...............
خلاصه اینا همه هست دیگههههههههههه ..........
دلم واسه همه تون یه ذره شده بود
راستی این شعری که الان آپ کردم رو پسر کوهستان برام فرستاده
خیلی خوشم اومد وقتی خوندمش خیلی جالب بود به نظر خودم البته......
امیدوارم خوشتون بیاد .ضمن تشکر از پسر کوهستان.
موفق باشید و اوقات خوشی داشته باشید .
***********************************************
یاد دارم یک غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
دوره گردم دار قالی می خرم
دست دوم جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست
ناگهان آهی زد و بغضش شکست
اول سال است و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
سوختم دیدم که بابا پیر بود
بد تر از او خواهرم دلگیر بود
بوی نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش دیدم که لک بر داشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
باز هم بانگ درشت پیر مرد
پرده ی اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم دار قالی می خرم
دست دوم جنس عالی می خرم
کوزه و ظرف سفالی می خرم
گر نداری شیشه خالی می خرم
خواهرم بی روسری بیرون پرید
آی آقا سفره خالی می خرید؟
***********************************************
راستش نمی دونم باید چطور شروع کنم!!!
بی مقدمه می گم یه سری به وبلاگ ستاره ی عاشق که توی پیوندها هست بزنید
با خوندن اولین پست من که خیلی متاثر شدم.اون قدر که دلم نیومد این شعرم رو براتون ننویسم .
فرجام سفر
چادر سیاه مادر دست مهربون خواهر
حرفای گرم برادر یه طرف صدای پدر
چند تا نامه و دو تا عکس لحظه ای نگاه، کمی مکث
ریل آهن و شلوغی یه تبسم دروغی
چند قدم دور تر از اون جا یه نفر ایستاده تنها
که یه بغض سرد و سنگین صورتش رو کرده غمگین
یه قدم بر نمی داره می ترسه که کم بیاره
یا که چند تا شبنم خیس بشه از چشمونش آویز
غم و غصه ی یه عاشق یه پاکت روش یه شقایق
یه دعا با چشم گریون که خدا، نشه پشیمون
شده بدرقه ی راهت اشکای تنها پناهت
صدای بوق یک قطار می گه که ساکت رو بردار
پشت پنجره دو تا دست یه نفر که منتظر هست
تا که برگردی دوباره انتظاره تنها چاره
چند قدم دورتر از اونجا اونی که ایستاده تنها
با غم وداع دستات نتونست بایسته افتاد
سفرت براش چه سخت بود دو تا شمعدونی چند تا عود
بخر و ببر مزارش گریه کن تا صبح کنارش
سلام به دوستای خوشکل خودم
![]()
دیدی هیچ کس منو تحویل نگرفت خوشحال شدی؟
خواب دیدم شبیه یک آرزوی محال شدی
من برات گفتم دلیل کارم و اما هنوز
من نمی دونم چرا زود وارد جدال شدی
به خدا دلیل کارم رو می خوام برات بگم
قبل از اون که من بگم اسیر یک خیال شدی
پشت هم داد می زنی فرصت نمی دی من بگم
واسه من تو از خدا خواهان یک زوال شدی
تو با کینه توزی و برای اخذ انتقام
پیش پای لنگ من مشغول حفر چال شدی
تو نترس من هنوزم هر چی بگم شاگردتم
تو با شعرایی که گفتی لایق جایزه ی یه سال شدی
بیش از این نمی تونم کارم رو توجیه بکنم
دوست دارم که بعد از این بگی که بی خیال شدی
چند وقت پیش بین من و یکی از آشنایان یه سوء تفاهمی پیش اومد که متاسفانه توی اون زمان هر چه که خواستم قانعش کنم اجازه نداد که براش توضیح بدم
من هم با سرودن این شعر فقط می خوام بهش بگم که پرده ی بد بینی رو کنار بزنه و بفهمه که چه ارزش خارق العاده ای برام داره.
حالا نظر شما چیه راجع به این شعر؟ ![]()

کنار آشیانه ی تو آشیانه می کنم
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای
و من برای زندگی تو را بهانه می کنم![]()

عید سعید مبعث رو به همه تبریک می گم و امیدوارم که هر روزتون عید باشه
آرزو می کنم که به همتون خوش بگذره
و توی این روز بزرگ هر چی که از خدا بخواید براورده بشه ![]()
ما رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید
ملسیییییییی![]()
![]()

سلام به همگی
اول از همه می خواستم تشکر کنم
از دوست خوشکل عزیز ناز خوبم
که گفته اسمش رو نگم که خیلی برای ساختن وبلاگم کمکم کرد
مخصوصا برای انتخاب اسم وبلاگ
بعدش از آقا بهروز گل برای قالب قبلی
و آقا احسان عزیز که برای عکسای خیلی جالب کمکم کردن
از همشون ممنون
برای همتون اوقات خوشی رو ارزو دارم
برای ما هم دعا کنیدااااااااااااااااا
مرسی بابای![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهاییم
تنها تو می خواهی مرا با این همه رسواییم
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
گرم حرف با دگران بود چو او را دیدم
شد خجل گفت که احوال تو می پرسیدم
ای کاش گل بودی و من از باغ ها می چیدمت
ای کاش چشمانت ضریحی داشت چون رنگین کمان
هر وقت باران می گرفت از دور می بوسیدمت
وقتی تو رفتی نازنین آسمونم غمش گرفت
بغض گلوش شکست و باز بارون نم نمش گرفت
وقتی تو رفتی حوریا دنبال تو راه افتادن
از آسمون گذشتن و رو سایه ی ماه افتادن
گل های سرخ زندگی دوباره پژمرده شدن
قناری های نغمه خون یکباره افسرده شدن
وقتی تو رفتی نازنین فرشته سر نمی زنه
به شهر سوت و کورمون پرنده پر نمی زنه
ستاره ها تو آسمون یکی یکی خاموش شدن
عشق و صفا و آرزو همگی فراموش شدن




